تبلیغات
ورود آقایان ممنوع - شوهر من یک معشوقه دارد

امروز:

شوهر من یک معشوقه دارد

شوهر من یک معشوقه دارد

 

شیدا پس از مدت ها پی به راز طولانی مدت شوهرش برد.وی فهمید که شوهرش مدت های طولانی به او خیانت می کرده است. مشاور خانواده در این باره نصیحت هایی را به وی کرد:
شیدا پس از مدت‌ها پی به راز طولانی مدت شوهرش برد.وی فهمید که شوهرش مدت‌های طولانی به او خیانت می‌کرده است. مشاور خانواده  در این باره نصیحت‌هایی را به وی کرد:
 

صحبت‌های شیدا:

خانم شیدا 44ساله مددکار اجتماعی نیمه وقت ، مادر سه فرزند و یک انسان فعال در اجتماع است. یکباره احساس کرد تمام زندگی‌اش را بیهوده گذرانده و دنیا برایش تمام شده است. او از همسرش همایون طلاق گرفت ، همایون یک وکیل بود و به مدت 22 سال با هم زندگی کرده بودند، و به مدت طولانی با زنی از همکارانش  رابطه داشت. همسرش ناراحت بود که او چطور توانسته این کار را با او بکند؟ و اینکه حالا باید چکار بکند؟ بعد شما داستان را از زبان همایونمی‌شنوید: چه چیزی این وسط غلط بود و همسرش چگونه پی به رابطه او با همکارش برد؟

شیدا:
تازگی‌ها فهمیده ام که همایون با یکی از همکارانش  رابطه دارد- و ظاهرا  رابطه آنها سالهاست که شروع شده ؛ شاید فکر کنید من یک زن احمق هستم. مدام دارم خودم را سرزنش می‌کنم که چرا من تا کنون انقدر ساده بوده ام. چرا تاحالا نفهمیده ام؟ البته، ما مشکلاتی داشتیم؛ کدام زن و شوهری هستند که 22سال با هم زندگی کنند و در این مدت با هم مشکل نداشته باشند؟ بله، زمانیکه حس کردم همایون از من دور شده و نسبت به من سرد شده تعجب کردم که آیا در حال خیانت به من هست یا نه؟ اما اگر این سئوال را از خودش می‌پرسیدم، او آن را انکار می‌کرد. گذشته از همه اینها، من همیشه فکر می‌کردم همایون یک مرد واقعا وفادار است که هیچ مردی مثل او در این مورد پیدا نمی‌شود. در سالهای گذشته، من واقعا فکر می‌کردم ما بلاخره  رابطه مان را به جای خوبی می‌رسانیم. ما تازه از یک سفر عالی از دوبی بازگشته بودیم و همه چیز حتی در زمینه  رابطه زناشویی مان هم همه چیز عالی بود!
اما هفته گذشته، من به عکاسی رفته بودم و عکس‌هایی را که در سفرمان گرفته بودیم را با ذوق و شوق نگاه می‌کردم ؛ ناگهان تصمیم گرفتم  به محل کار شوهرم بروم تا عکسها را همان موقع به او نشان دهم، اما او را در حالی دیدم که داشت با تلفن صحبت می‌کرد و تا مرا دید صحبتش را عوض کرد؛ به طور ناگهانی  قسمت‌هایی از حرفهایش را شنیدم. آن لحظه ، احساس کردم نفسم بند آمد. بعضی اوقات، فقط شما چیزی را می‌فهمی‌ و دیگر نمی‌توانی عکس العملی نشان دهید. از خودم پرسیدم آیا همایون داشت با کسی صحبت می‌کرد که دوست نداشت من بفهمم کیست؟ بعد از اینکه از او در این باره پرسیدم اول انکار کرد اما بعد اقرار کرد که با این زن که نامش "مهشید" بود به مدت 4 سال  رابطه داشته است. 4 سال؟ او مدام به منمی‌گفت که او را دوست ندارد، و هنوز مرا دوست دارد و نمی‌خواهد از هم جدا شویم اما من چطور باید حرفهای این مرد خائن را باور می‌کردم؟
 
 


نوشته شده در : دوشنبه 16 خرداد 1390  توسط : موسی نایینی.    نظرات() .